href="http://linux-web.ir" title="خرید هاست لینوکس" target="_blank">خرید هاست لینوکس!DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> خرداد92 - علی بامری
سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان

شهادت امام هادی علیه السلام برهمگان تسلیت باد



      

ولادت امام محمدباقرعلیه السلام مبارک...



      

عدل وعدالت

به نام خدا

عدل و عدالت
عدل چیست
لما سئل عن العدل -: العدل اءن لا تتهمه
امام علیه السلام در پاسخ به این پرسش که عدل چیست ؟فرمود: عدل ، آن است که خدا را متهم نکنى . 

دادگرى واقعى
الذى صدق فى میعاده ، و ارتفع عن ظلم عباد0 و قام بالقسط فى خلقه ، و عدل علیهم فى حکمه
خدایى است که در وعده خویش راستگوست و بالاتر از آن است که به بندگانش ستم کند و در میان آفریدگانش به عدل رفتار کرده و در حکم خویش با آن ها دادگرى کرده است . 

 دادگرى حق
ما کان قوم قط فى غض نعمة من عیش فزال عنهم اءلا بذنوب اجتر حوها، لان الله لیس بظلام للعبید
هرگز نعمت و رفاه زندگى از مردمى گرفته نشد، مگر به سبب گناهانى که مرتکب شدند؛ چرا که خداوند به بندگانش ستم نمى کند.

بردبار عادل
الذى عظم حلمه فعفا، و عدل فى کل ما قضى
خدایى که بردبارى اش زیاد است و مى بخشد و در آن چه حکم کرده ، عدالت را رعایت نموده است . 

نتیجه عدل
بالسیرة العادله یقهر المناوى
با روش عدل دشمن شکست مى یابد و از میان مى رود.

قضاوت بى عدالت
لیس من العدل القضاء على الثقة بالظن
قضاوتى که به حدس و گمان متکى باشد از روى عدل و داد نیست . 

عدل شریف تر از بخشش
سئل علیه السلام : اءیهما اءفضل : العدل ، اءو الجود؟
فقال علیه السلام : العدل یضع الامور مواضعها، والجود یخرجها من جهتها. العدل سائس عام ، و الجود عارض خاص ، فالعدل اءشرفهما و اءفضلهما

از حضرتش پرسیدند: دادگرى بهتر است یا بخشندگى ؟
فرمود: دادگرى هر چیزى را در جاى خویش قرار مى دهد و بخشش آنها را از جاى خود بیرون مى کند و عدل نگهبان همه مردم است و بخشندگى به افراد مخصوص بهره مى دهد. بنابراین عدل شریف تر و برتر است . 

 امر به عدل و احسان
قال فى قوله تعالى : (ان الله یامر بالعدل و الاحسان ) -: العدل : الانصاف ، و الاحسان : التفضل
امام على علیه السلام در مورد این سخن خداى متعال : (خداوند شما را به عدل و احسان فرمان مى دهد.) فرمود: عدل ، انصاف دادن و ستم نکردن است و احسان جود و بخشش .

 پیوند دهنده خلق
بالنصفة یکثر المواصلون .
انصاف و عدالت است که پیوند انسان ها را بیشتر مى نماید. 

سفارش به کارگزاران
اءنصفوا الناس من اءنفسکم ، و اصبروا لحوائجهم فانکم حزان الرعیة ، و وکلاء اءلامة ، و سفراء الائمة
امام على علیه السلام در نامه اى خطاب به کارگزارانش چنین فرمود: ما بین مردم و خودتان انصاف بورزید و به برآوردن نیازهاى آنان تحمل نمایید؛ زیر شما خزانه داران رعیت هستید و وکلاى امت و سفیران پیشوایان .

توصیه به عدالت
استعمل العدل ، و احذر العسف و الحیف ، فان العسف یعود بالجلاء و الحیف یدعو اءلى السیف
عدل و دادگرى را به کار بند، و از روز گویى و ستمگران برحذر باش ؛ زیرا زور گویى ملت را به جلاى وطن وا مى دارد و ستم مردم را به قیام مسلحانه فرا مى خواند. 

 توصیه على (ع ) به یکى از کارگزارانش
آس بینهم فى اللحظة و النظرة و الاشارة و التحیة ، حتى لا یطمع العظماء فى حیفک ، و لا ییاس الضعفاء من عدلک
امیرمؤ منان على علیه السلام در نامه اى خطاب به کارگزاران خویشتن چنین فرمودند: ما بنى همه افراد رعیت در نگاه گذار و نگرش دقیق و اشاره و درود گفتن تساوى برقرار کن تا بزرگان طمع در ظلم تو نکنند و ناتوانان از دادگرى تو ماءیوس نشوند. 

انصاف با رعیت
اءنصف الله و اءنصف الناس من نفسک و من خاصة اءهلک و من لک فیه هوى من رعیتک ، فانک اءلا تفعل تظلم !
ما بین خدا و مردم از یک طرف و نفس و دودمان و هر کسى از رعیت که هوایى از او بر سر دارى ، از طرف دیگر انصاف برقرار کن ، اگر انصاف بر اقرار نکنى ستم ورزیده اى . 

یاوران عدالت
اءدا اءدت الرعیة الى الوالى حقه ، و اءدى الوالى اءلیها حقها عز الحق بینهم ، و قامت مناهج الدین ، و عتدلت معالم العدل ، و جرت على اءذلالها السنن ، فصلح بذلک الزمان ، و طمع فى بقاء الدولة ، و یئست مطامع الاعداء و ادا غلبت الرعیة و الیها، اءو اءجحف الوالى برعیته ، اختلفت هنالک الکلمة ، و ظهرت معالم الجور
در آن هنگام که مردم جامعه حق حاکم بر به حاکم ادا کردند و زمامدار نیز حق مردم را به آنان ادا کرد، حق در میان آنان عزیز گردد و مسیرهاى روشن دین هموار و نشانه هاى عدالت معتدل و برپا، و سنت ها در مجراى خود به جریان مى افتند، در نتیجه زمان اصلاح مى شود و بقاى حکومت مورد امید، و طمع و آز دشمنان از تسلط بر جامعه ماءیوس و ساقط مى گردد و در آن هنگام که رعیت بر حاکم غالب شود یا حاکم بر رعیت ظلم و تعدى روا دارد، کلمه جامع آن دو مختلف گردد و پراکندگى در جامعه نفوذ کند و علامت هاى ستم آشکار شود. 

شعبه هاى عدالت
الایمان على اءربع دعائم : على الصبر، و الیقین ، و العدل ، و الجهاد... و العدل منها على اءربع شعب : على غائص الفهم ، و غور العلم ؛ و زهرة الحکم و رساخُة الحلم : فمن فهم علم غور العلم ؛ و من علم غور العلم صدر عن رائع الحکم ؛ و من حلم لم یفرط فى اءمره و عاش فى الناس حمیدا
ایمان چهار ستون دارد: صبر، یقین ، عدل و جهاد، و عدل چهار قسمت مى گردد: دقت در فهمیدن ، رسیدن به حقیقت علم و زیبایى قضاوت ها و استوار شدن در بردبارى ، کسى که فهمید، حقیقت علم را درک مى کند و کسى که حقیقت دانش را درک کرد، از راه هاى بردبارى وارد مى شود و کسى که حلیم بود در زندگى افراط نمى کند و در میان مردم ، خوشنام زندگى مى کند. 

 سر گذشت شگفت آورتر!
اعجب من ذلک طارق طرقنا بملفوفُة فى وعائها، و معجونة شنئتها، کاءنما عجنت بریق حى ء اءوقیئها، فقلت : اءصلة ، اءم زکاُة ، اءم صدقة ؟ فذلک محرم علینا اءهل البیت . فقال : لا ذا و لا ذاک ، و لکنها هدیة . فقلت . هبلتک الهبول ! اءعن دین الله اءتیتنى لتخد عنى ؟اءمختبط انت اءم ذوجنة ، اءم تهجر؟و الله لو اءعطیت الاقالیم السبعة بما تحت اءفلاکها، على اءن اءعصى لله فى نملة اءسلبها جلب شعیرة ما فعلته
از این سرگذشت (سرگذشت عقیل که تقاضاى کمک کرد و حضرت آهن گداخته به دست او نزدیک کرد) شگفت آورتر داستان کسى است که نیمه شبى ظرفى سرپوشیده پر از حلواى خوش طعم و لذیذ به در خانه ما مى آورد، ولى این حلوا معجونى بود که من از آن متنفر شدم ، گویا آب دهان مار را با استفراغش خمیر طعم و لذیذ به در خانه ما آورد، ولى این حلوا معجونى بود که من از آن متنفر شدم ، گویا آب دهان ما را با استفراغش خمیر کرده بودند، به او گفتم : صدقه است یا زکات است ؟ که این دو بر ما اهل بیت حرام است .
گفت : نه این است و نه آن ، بلکه هدیه است .
گفتم : مادرت بر تو بگرید! آمده اى مرا از راه دین خدا فریب دهى یا پریشان خردى یا دیوانه اى و یا هذیان مى گویى ؟
به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه زیر آسمان است به من بدهند تا خدا را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى نافرمانى کنم هرگز نخواهم کرد.

نخستین گام عدل
آن من اءحب عباد الله اءلیه عبدا اءعانه الله على نفسه ، فاستشعر الحزن ، و تجلبب الخوف ... فهو من معادن دینه ، و اءدتاد اءرضه . قد اءلزم نفسه العدل ، فکان اءول عدله نفى الهوى عن نفسه
از محبوب ترین بندگان خدا در پیشگاه ربوبى بنده اى است که خداوند (سبحان ) او را در شناخت نفس خود و ساختن آن یارى فرماید (این انسان مورد عنایت خداوندى ) لباسى از اندوه بر تن نموده و پوشاکى از بیم بر خود پوشید... (این رشد یافته ) از معدن دین خداوندى و مانند میخ ‌هاى محکم از عوامل نگهدارنده ارزش ها در زمین اوست ، خود را بر عدل و دادگرى ملزم نموده و نخستین عدل وى درباره خویشتن ، نفى هوى و امیال از نفس خود مى باشد
.
 اختلاف حکم ها
و قال علیه السلام فى ذم اختلاف العلماء فى القتیا -: ترد على اءحدهم القضیة فى حکم من الاحکام فیحکم فیها براءیه ، ثم ترد تلک القضیة بعینها على غیره فیحکم فیها بخلافه ، ثم یجتمع القضاه بذلک عند الامام الذى استقضا هم فیصوب آراءهم جمیعا؛ و الههم واحد! و نبیهم واحد! و کتابهم واحد! اءفا مرهم الله - سبحانه - بالاختلاف فاءطاعوه !
امام علیه السلام در بدگویى از اختلاف علماء در فتوى چنین مى گوید: یک موضوع به یکى از آنان داده مى شود که حکم آن را صادر کند و او نظر خود را مى دهد، عین همین موضوع به یکى دیگر از اهل علم داده مى شود و دومى حکمى صادر مى کند که برخلاف حکم اول است ، پس هر دو براى حل اختلاف پیش امامى که آنان را به قضاوت گمارده است مى روند و امام نظر هر دو را تاءیید مى کند. خداى آنان یکى ، پیامبرشان یکى و قرآن آنان هم یکى است ؛ اما در حکم اختلاف دارند! آیا خدا دستور داده اختلاف پیدا کنند و آنان به فرمان خدا گوش داده اند.

 گستردگى دامنه عدالت
و قال فیما رده على المسلمین من قطائع عثمان بن عفان -: و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماء: لردته ؛ فان فى العدل سعة ". و من ضاق علیه العدل ، فالجور علیه اءضیق
درباره زمین هایى که عثمان به اقطاع دیگران در آورده و آن حضرت علیه السلام زمین هاى مذکور را به مسلمانان برگردانیده بود فرمودند: به خدا قسم ، اگر آن مال را چنین مى یافتم که به تحقیق با آن ، زنانى به عقد زناشویى در آمده و کنیزانى با آن خریدارى شده بودند، باز هم هر آینه آن را به مسلمانان بر مى گردانیدم ، پس به راستى در عدل و دادگرى وسعت و گشایش است و هیچ چیز آن را از میان نمى برد و آن کس (یا آن فرمانروا) که اجراى عدالت ، او را در تنگنا قرار دهد و نتواند از این راه به تدبیر امور بپردازد چاره جویى از راه جور و ظلم براى او تنگ تر و دشوارتر خواهد بود.

وظیفه پیشواى عادل
ان الله تعالى فرض على اءئمه العدل اءن یقدروا اءنفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره
خداوند بر پیشوایان عدالت مقرر فرموده است که شاءن و اندازه خود را در حد مردم ناتوان تنظیم نمایند تا بینوایى مستمندان آنان را گرفتار درد و اندوه مهلک نسازد.



      

نورالهی

به نام خدا

نور الهی

  • سوره مبارکه نور
  • آیه شریفه 35
  • اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ

  • معنای آیه:

    جابرین عبدالله گوید : وارد مسجد شدم و علی (ع) را ملاقات کردم. علی (ع) فرمود : تعجب می کنم از کسی که این آیه را بخواند و معنایش را درک نکند. گفتم : کدام آیه ؟ حضرت آیه را خواندند و فرمودند: (مشکاه) محمد (ص) است (مصباح) من هستم. (زجاجه) حسن و حسین هستند (کوکب درّی) علی بن الحسن است. (شجره مبارکه) محمدبن علی است. (زیتونه) جعفربن محمد (لا شرقیه) موسی بن جعفر ( لا غریبه) علی بن موسی الرضا (یکاد زیتها) محمد بن علی ( لم تمسه نار) علی بن محمد (نور علی نور) حسن بن علی (یهدی الله لنوره من یشا) مهدی (عج) است.

  • پیام آیه:

    جابرین عبدالله گوید : وارد مسجد شدم و علی (ع) را ملاقات کردم. علی (ع) فرمود : تعجب می کنم از کسی که این آیه را بخواند و معنایش را درک نکند. گفتم : کدام آیه ؟ حضرت آیه را خواندند و فرمودند: (مشکاه) محمد (ص) است (مصباح) من هستم. (زجاجه) حسن و حسین هستند (کوکب درّی) علی بن الحسن است. (شجره مبارکه) محمدبن علی است. (زیتونه) جعفربن محمد (لا شرقیه) موسی بن جعفر ( لا غریبه) علی بن موسی الرضا (یکاد زیتها) محمد بن علی ( لم تمسه نار) علی بن محمد (نور علی نور) حسن بن علی (یهدی الله لنوره من یشا) مهدی (عج) است.






  •       

    تساوی دراحترام

    به نام خدا

    تساوی در احترام

    • سوره مبارکه اسراء
    • آیه شریفه 23
    • وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا

    • معنای آیه:

      و پروردگارت فرمان داد: « جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید......»

    • پیام آیه:

      نیکی به پدر و مادر یکسان و مساوی است و خداوند آن را در ردیف عبادت خودش می داند. چون مادر نقش تربیتی دارد و زحمات بیشتری برای فرزند تحمل می کند، اولویت در احترام و خدمت یا مادر است.



          

    شکرنعمت

    به نام خدا

    شکر نعمت

    • سوره مبارکه بقره
    • آیه شریفه 172
    • یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَاشْکُرُواْ لِلّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ

    • معنای آیه:

      ای کسانی که ایمان آورده اید، از نعمت های پاکیزه که به شما روزی دادیم، بخورید و شکر خدا را به جا آورید، تنها او را پرستش کنید.

    • پیام آیه:

      افراد با ایمان، از نعمت های مادی استفاده می کنند تا به معنویت بیشتر برسند. کسی که همه ی نعمت ها را از خدا می داند، دچار غرور نمی شود، بلکه شکر گذار خواهد بود. شکر نعمت یعنی استفاده ی از نعمت در مسیر نعمت دهنده. چیزهای حلال پاکیزه و حرام ها ناپاک است.



          

    پرچم های سیاه

    به نام خدا

    پرچم های سیاه

    از روزگاران قدیم که سخن از مهدی منتظر (عج) به میان آمده، و در احادیثی که در این زمینه از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم و ائمّه ی طاهرین علیهم السلام رسیده است، از «رایات سود خراسان» (یعنی پرچمهای سیاه که از سوی خراسان (ایران) می آید و مردمی که با آن پرچمها حرکت می کنند) گفتگو شده است. طبق روایات آنان در شمار یاران مهدی (عج) در می آیند، و او را یاری می کنند، تا حکومت جهانی عدل و داد را پی ریزد و بر سر کار آورد. در روایتی آمده: «هر گاه دیدید که رایات سود (پرچمهای سیاه) از سوی خراسان (ایران) آمدند، خود را به آن پرچمها برسانید، اگر چه خویشتن را به روی برف بکشید، زیرا، مهدی خلیفة الله، در میان آنان است».(عقدالدرر، ص 125) برخی از اهل سنّت گفته اند:مقصود از این پرچمهای سیاه، پرچمهای اصحاب مهدی (عج) است، نه پرچمهای سیاهی که با «ابومسلم خراسانی» بود.



          

    ثمره علم

    به نام خدا

    ثمره علم

    • سوره مبارکه فاطر
    • آیه شریفه 28
    • إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء

    • معنای آیه:

      حقیقت این است که، از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان هستند که از او حساب می برند.

    • پیام آیه:

      خشیت (ترس آمیخته با تنظیم) مقام معرفتی بلندی است که موحدین با علم و آگاهی به آن درجه می رسند علم بر اسرار هستی، می تواند زمینه ساز به خدا گردد. کسی که علم و آگاهی هایی دارد، اما به مقام توحید نرسیده است، همچون درختی است که میوه ای ندارد. امام علی (ع) فرمود : « ثمره علم، عبادت است»





          

    استواری

    به نام خدا

    استواری

    • سوره مبارکه محمد
    • آیه شریفه 7.8
    • یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ وَالَّذِینَ کَفَرُوا فَتَعْسًا لَّهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ

    • معنای آیه:

      ای کسانی که ایمان آورده اید اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز یاری تان می کند و گام های شما را در راه خودش استوار می دارد.

    • پیام آیه:

      و کسانی که کافر شدند هلاک شوند و اعمالشان نابود باد. رابطه ی طرفینی میان مومنان و خدا در مواردی مطرح است. خدا را یاری کنید خدا شما را یاری کند. خدا را یاد کنید تا خدا شما را یاد کند. خدا را دوست بدارید تا خدا شما را دوست دارد. خدا را شکر کنید، خدا نعمتش را افزون کند. تلاش کافران برای نبرد با حق، همچون تلاش کسی است که می خواهد با فوت دهان خورشید را خاموش کند.



          

    دشمن ترین دشمنان

    به نام خدا

    دشمن ترین دشمنان

    سعدى در باب هفتم گلستان گوید: بزرگى را پرسیدم از معنى این حدیث کهاعدى عدوک نفسک التى بین جنبیک ؟؛ گفت به حکم آنکه هر آن دشمنى را که بر وى احسان کنى دوست گردد. مگر نفس را که هر چند مدارا بیشتر کنى مخالفت زیاده کند.



          
       1   2      >